محمد تقي جعفري
409
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
و نيروى طبيعت است ، مرگ نيست ؟ پس براى به دست آوردن حيات طبيعى كه نسيمى از ابديت به آن وزيده است ، بايد از اين مردنهاى بىشمار و سقوطهاى مداوم رو گرداند و يك بار با وجدان آزاد جلو عربده ها و باز تاب جبرى خود طبيعى را گرفت . اين همان مرگ با اراده است كه هم از مرگهاى پى در پى عمر آدمى را نجات مىدهد و هم مرگ نهايى را باز شدن زنجير گرانبار كالبد مادى از روح سبكبال آن پرندهء فضاى ابديت تلقى مىنمايد 9 - مرگ از ديدگاه قرآن مسائل متنوعى از ديدگاه قرآن در بارهء مرگ مطرح شده است و ما تنها دو مسئلهء مهم را متذكر مىشويم : مسئلهء يكم - كلمهء موت ( مرگ ) در سه مورد به كار رفته است : مورد يكم - قلمرو پيش از حيات آدمى كه شامل عموم مواد بىاحساس و خواستن مىباشد . آيات فراوانى اين مورد را متذكر شده است از قبيل : « كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِالله وَكُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ » 2 : 28 ( 1 ) ( چگونه به خدا كفر مىورزيد در صورتى كه شما مردگانى بوديد و او شما را زنده ساخت ) . « وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ اَلسَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِه اَلأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِها لَيَقُولُنَّ الله . . » 29 : 63 ( 2 ) ( اگر از آنان بپرسيد كيست كه از آسمان آب را فرو فرستاد و زمين را پس از مرگش زنده كرد ، خواهند گفت : خدا ) . مورد دوم - مرگ طبيعى پس از زندگى ، آيات فراوانى نيز در اين مورد وجود دارد ، مانند :
--> ( 1 ) سوره البقرة ، آيهء 28 . . ( 2 ) سوره العنكبوت ، آيهء 63 . .